کوهپیمایی عصرانه

جمعه بعدازظهر حوالی ساعت ۶ راه افتادم به‌سمت کوه گردو.

تا شهرک گردو را با اتوبوس رفتم و از آنجا ادامهٔ مسیر را پیاده رهسپار شدم.

اگر شروع کوه‌پیمایی را میدان کوهنورد بگیرم ساعت پنج دقیقه به هفت آغاز حرکتم می‌شود.

راه ماشین‌رو را انتخاب کردم تا به قله برسم، اما دیدم خیلی طولانی است و اگر از این مسیر بروم هم لذت کوه‌نوردی را ندارد و هم دیر می‌رسم.

پس فرمانم را کج کردم و از مسیر میانبر رفتم (راه سبزرنگ).

مسیر صعود و فرود من

بماند که روی نقشه نوشته «فقط مسیر فرود» و من دلیلش را نفهمیدم.

البته شیب قسمت انتهایی این مسیر زیاد شد و نشد که مستقیم بالا بروم و کمی پیچ‌وتاب خوردم.

صعود

تقریباً ساعت هفت و چهل دقیقه رسیدم به خط‌الرأسی که پیش از قلهٔ اصلی بود. یعنی با احتساب ده دقیقه استراحت و عکاسی در راه حدود سی‌وپنج دقیقه طول کشید تا به نزدیکی قله برسم. 

ادامهٔ نوشته را اینجا بخوانید...

۱ دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰

بدافزار؟ مشکل نرم‌افزاری؟ مشکل سخت‌افزاری؟ چه بود این؟!

تصور کنید در رخت‌خوابتان خوابیده‌اید و اخبار تلگرامی می‌خوانید که یکدفعه از شدّت برقِ فلاش دوربینِ جلوی گوشی وحشت‌زده می‌شوید!

ترسش وقتی بیشتر است که در اخبار بخوانید:

در سال 2016 تصویری از چهره خندان زاک منتشر شد که دستیابی به 500 میلیون کاربر فعال ماهانه در اینستاگرام را جشن می گرفت، اما ظرف مدت کوتاهی توجه همه رسانه ها به مک بوک پشت سرش جلب شد که نوار چسبی روی وبکم آن نصب شده بود.

۱ دیدگاه موافقین ۲ مخالفین ۰

چه اشتباهی کردم این خبر را خواندم!

تازه حسّ بد لورفتن ماجرای فیلم را درک کرده‌ام.

قسمت یکی به آخر ماندهٔ سریال پایتخت خیلی جذاب و پراسترس بود، اما قسمت آخر را با بددلی و بی‌علاقگی تماشا کردم و آن‌چنان جذابیتی نداشت.

دلیلش را خبری می‌دانم که آن روز قبل از پخش سریال توی تلگرام به‌نقل از یک خبرگزاری خواندم:

... فقط یک نگرانی داشتند که انتهای قصه چه می‌شود که ما گفتیم خانواده نقی با رشادت و جانفشانی خودشان را از مهلکه جنگ نجات می‌دهند و در نهایت یک بالگرد سوری این خانواده را از مخصمه نجات می‌دهد.

آخر نمی‌شد بعد از پخش سریال این خبر را می‌گذاشتید؟! یعنی کوفتم شد :|

۰ دیدگاه موافقین ۱ مخالفین ۰
بی‌نام و قابل‌انتقال به غیر
البته ثواب دارد اگر مرا هم یاد کنید :)
بر اساس قالب ۶ عرفـــ ـــان با نیروی بلاگ بیان