کوهپیمایی عصرانه

جمعه بعدازظهر حوالی ساعت ۶ راه افتادم به‌سمت کوه گردو.

تا شهرک گردو را با اتوبوس رفتم و از آنجا ادامهٔ مسیر را پیاده رهسپار شدم.

اگر شروع کوه‌پیمایی را میدان کوهنورد بگیرم ساعت پنج دقیقه به هفت آغاز حرکتم می‌شود.

راه ماشین‌رو را انتخاب کردم تا به قله برسم، اما دیدم خیلی طولانی است و اگر از این مسیر بروم هم لذت کوه‌نوردی را ندارد و هم دیر می‌رسم.

پس فرمانم را کج کردم و از مسیر میانبر رفتم (راه سبزرنگ).

مسیر صعود و فرود من

بماند که روی نقشه نوشته «فقط مسیر فرود» و من دلیلش را نفهمیدم.

البته شیب قسمت انتهایی این مسیر زیاد شد و نشد که مستقیم بالا بروم و کمی پیچ‌وتاب خوردم.

صعود

تقریباً ساعت هفت و چهل دقیقه رسیدم به خط‌الرأسی که پیش از قلهٔ اصلی بود. یعنی با احتساب ده دقیقه استراحت و عکاسی در راه حدود سی‌وپنج دقیقه طول کشید تا به نزدیکی قله برسم. 

این هم یک عکس نیمچه هنری از یک گیاه ناشناس که با دوربین گوشی گرفتم:

عکس هنری!

ادامهٔ راه تا قله، صخره‌ای و البته پیمودنش آسان و دلچسب بود:

صعود

یک عکس هنری دیگر :)

قله از دور

و سرانجام... پرچم ایران عزیز:

قله کوه سرخه

هوا رو به تاریکی می‌رفت و چراغ‌های شهر هم کم‌کم روشن می‌شدند.

شهر از بالای کوه

فرودآمدن از کوه در این موقع به‌خاطر دید کم شاید خطرناک باشد اما چون می‌دانستم راه برگشتم راه هموار و نسبتاً پهنی است خیالم راحت بود.

راه مخوفی که در پیش داشتم :)

مسیر فرود در شب

تصویر بالا قسمتی از مسیر آبی‌رنگ است. ساعت هشت و ده دقیقه.

ساعت هشت و سی‌وپنج دقیقه به میدان کوهنورد رسیدم.

تا به ایستگاه اتوبوس رسیدم ساعت ۹ شد و دیگر خبری از اتوبوس نبود.

تا ایستگاه اتوبوس (مسیر آبی)

 

> دیروز دوباره رفتم ولی این بار قلهٔ ۱۲۵ (تصویر مسیری که طی کردم). اگرچه منطقهٔ گردو دیگر آبی ندارد، اما کوه‌ها همچنان استوار و باشکوهند.

موافقین ۱ مخالفین ۰
واقعا مخوف بوده:)
کوهنوردی ورزش باحالیه کلا، برفی هم باشه^_^

۹۷/۰۲/۲
۱۲:۵۵

:)

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
تجدید کد امنیتی
بر اساس قالب ۶ عرفـــ ـــان با نیروی بلاگ بیان